<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه پژوهشنامه نهج‌البلاغه</title>
    <link>https://nab.basu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه پژوهشنامه نهج‌البلاغه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی کمّی عواطف در نهج‌البلاغه: رضایت امام علی(ع) از افراد شاخص</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6680.html</link>
      <description>بررسی عواطف مثبت و منفیِ متن نهج‌البلاغه از موضوعات مهمی است که به درک ژرف‌تر از شخصیت تأثیرگذار امام علی(ع) و بازنمایی دقیق‌تر ساختارهای فکری و ارزشی امام کمک می‌کند. از سوی دیگر، بررسی ابعاد عاطفی متن امام علی(ع) دربارۀ افرادی که الگوی انسانی شمرده می‌شوند، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکردی زبانی و روان‌شناسانه، ابتدا عاطفۀ مثبت و منفی در نهج‌البلاغه را بررسی می‌کند، و سپس به تحلیل رضایتمندی از افراد می‌پردازد تا لایه‌های روانی، اجتماعی و انسانی متن آشکار شود. در این راستا، با اتکا بر روان‌شناسی تاریخی و بهره‌گیری از فناوری &amp;amp;laquo;یادگیری عمیق&amp;amp;raquo; و الگوریتم‌های &amp;amp;laquo;پردازش زبان طبیعی&amp;amp;raquo;، و با رویکرد &amp;amp;laquo;بازنمایی‌های ساختاری متنی&amp;amp;raquo;، پیوند میان زبان رایج مردم و ساختار زبانی نهج‌البلاغه بازسازی شده است. همچنین به کمک تکنیک &amp;amp;laquo;یادگیری انتقالی&amp;amp;raquo;، متن نهج‌البلاغه بر پایۀ ادبیات عرب، و بر اساس پرسش‌نامۀ &amp;amp;laquo;ارزیابی عاطفۀ مثبت و منفی&amp;amp;raquo; (PANAS) واتسون، تحلیل و طبقه‌بندی گردیده است. نتایج نشان می‌دهد که در گفتار امام علی(ع) نمرات عواطف منفی، اندکی بیشتر از عواطف مثبت است و تعادل نسبی میان دو دستۀ عاطفی برقرار است. همچنین بروز عاطفۀ منفی در موقعیت‌های &amp;amp;laquo;رضایتمندی از افراد&amp;amp;raquo; به وضوح بیشتر است. به نظر می‌رسد چنین امری با توجه به قرائن و شواهد دیگر، حاکی از آن است که امام علی(ع) در موارد ستایش دیگران، خوش‌احوال نیست و این نوع رضایت، بیشتر بازتاب‌دهندۀ حالت قبض درونی -و نه بسط احوال- ایشان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اخلاص زبانی و قلبی امام علی (ع) از خلال سبک تکرار در دعاهای او</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6677.html</link>
      <description>سبک، نحوه بیان نویسنده است که هویت و شخصیت او، عقیده‌ها، حالت‌های روحی و عقده&amp;amp;shy;های روانی او را نمایان می‌کند. تکرار یکی از سبک&amp;amp;shy;هایی است که با هدف تأکید یا توجه چیزی را به امری جلب کردن و آن را در مرکز توجه قرار دادن به کار می‌رود. یکی از موارد کاربرد سبک تکرار، در دعا هست تا دعاکننده از خلال تکرار، عجز، نیازمندی و اصرار خود را نشان دهد. تکرار در نزد امام علی(ع) یکی از پرکاربردترین سبک‌های به کار رفته است که متناسب با مقصود استفاده شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی درصدد بررسی سبک‌شناسانه تکرار در دعاهای امام و نحوه انعکاس ابعاد آن است. تکرار دعا در دعاهای امام نشان‌دهنده‌ شدت نیاز و اضطرار بنده به درگاه خداوند و علامت خشوع، خضوع و اخلاص امام و ارتباط و صمیمیت او با پروردگارش است؛ چون شخص بی‌نیاز و متکبر هرگز از کسی درخواست چیزی نمی‌کند. پس نیاز، ارتباط نزدیکی و عمیق است که باعث درخواست چیزی از کسی می‌شود، همانطور که امام به خاطر تواضع، اخلاص، خشوع و خضوع و ارتباط صمیمانه با پروردگار به درگاه او با استفاده از تکرار دعا می‌کند و ارتباط روحی و معنوی خود را با پروردگارش تقویت می‌کند. امام در دعاهای خود بعد از استفاده از منادا و تکرار آن که دلالت بر اخلاص و شدت نیاز خود به خدا دارد. در بسیاری از موارد از فعل امر در معنای دعا و طلب کمک استفاده نموده است که استفاده از سبک منادا با فعل امر در دعا متناسب با مقصود هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی ویژگی‌های انسان خودشکوفا در نظریه مازلو و مؤلفه‌های انسان کامل در نهج‌البلاغه</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6583.html</link>
      <description>نظر به جایگاه محوری انسان در هستی در مکاتب و علوم مختلف و پیچیدگی‌های وجودی او از حیث ابعاد چندگانه و نیازهای متنوع، علیرغم تلاش‌های گسترده نظری، همچنان کاستی‌ها و چالش‌های بنیادینی مشاهده می‌شود که بررسی تطبیقی دیدگاه‌های مختلف را به‌منظور پاسخ‌گویی به مسائل حل‌نشده، ضروری می‌سازد.؛ نظریه خودشکوفایی آبراهام مازلو، با وجود تأثیرگذاری گسترده در روان‌شناسی انسان‌گرا، به سبب انسان‌محوری صرف، فقدان غایت متافیزیکی و ناتوانی در تبیین معنای رنج، شکست و ناامیدی، با چالش‌های بنیادین انسان‌شناختی مواجه‌است. این کاستی‌ها به‌ویژه در تبیین پایداری روانی انسان در شرایط بحران و فشارهای وجودی، برجسته‌ترمی‌شود. این پژوهش با رویکردی میان‌رشته‌ای و بر اساس الگوی تحلیلی برِدی (توصیف، تفسیر، هم‌نهادسازی و مقایسه) انجام شده و داده‌ها از طریق تحلیل محتوای کیفی متون اصلی مازلو و نهج‌البلاغه، با بهره‌گیری از شروح معتبر نهج‌البلاغه، استخراج و کدگذاری شده‌اند. طبق یافته‌ها، هرچند دو دیدگاه در برخی ویژگی‌ها مانند خودآگاهی، حقیقت‌جویی و همدلی مشترکند، اما در انسان‌شناسی علوی این ویژگی‌ها در چارچوبی توحیدی، غایت‌مند و مسئولیت‌محور معنامی‌یابند؛ که به کاهش یأس، احساس شکست، افسردگی و پوچی وجودی می‌انجامد. در مقابل، فقدان پیوند الهی در نظریه مازلو که موجب ناپایداری معنایی و شکنندگی وجودی مفهوم خودشکوفایی می‌شود. نتیجه پژوهش حاکی از جامعیت و کارآمدی مدل علوی و ضرورت بازاندیشی انتقادی در مفهوم خودشکوفایی در روان‌شناسی معاصر است.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی نامه 31 نهج‌البلاغه با محوریت مفهوم «تفرد»</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6679.html</link>
      <description>نامه امام علی علیه‌السلام به فرزندش به عنوان ۳۱امین نامه در نهج‌البلاغه، بارها توسط علما و پژوهشگران مورد توجه قرار گرفته است. ولی شارحان آن را به صورت خط به خط تفسیر کرده‌اند و آن را یک متن متکثر و نامنسجم تلقی کرده‌اند. حتی گاهی از عدم درک ارتباط جملات آن دچار سردرگمی شده‌اند. در این مقاله، بر اساس &amp;amp;laquo;تفرد&amp;amp;raquo; که اصطلاحی برگرفته شده از متن نامه 31 است، گام جدیدتری در راه تفسیر منسجم این نامه برداشته شده است. در مقاله حاضر، به روش تحلیلی، شواهد موجود در متن نامه برای امکان تفسیر نامه بر اساس تفرد بیان گردیده و سازگاری این اصطلاح با مفاهیم موجود در نامه تبیین شده است. در تبیین انجام شده، می‌فهمیم که دو اصطلاح &amp;amp;laquo;تفرد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نفس&amp;amp;raquo; حقیقت کلی حاکم بر نامه امام را بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که هرکسی باید به فردیت خودش بپردازد (خودباشی) و نفس خود را میزان قرار بدهد. این اصل کلی موجب تبیین و بازخوانی دیگر توصیه‌های موجود در نامه می‌شود. مبحث تکمیلی این مقاله پاسخ به اشکالات تفرد است. گرچه تفرد علاوه بر نامه 31، توسط آیات و روایات تایید شده است اما اشکالاتی بر آن متصور است مانند اشکال ترویج خودبینی و نسبیت. نکته مهم اینجاست پاسخ به این اشکالات با کمک نامه و با رجوع مجدد به آن کاملاً میسور است. حل اشکالات یادشده تأکید مجددی است بر انسجام و وحدت مفاهیم نامه 31 بر اساس تفرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقابل عدالت و استبداد در خطبه 216 نهج‌البلاغه با تأکید بر مربع نشانه‌شناسی گریماس</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6682.html</link>
      <description>خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه از مهم‌ترین متون علوی در تبیین منطق حکمرانی عادلانه و نقد سازوکارهای استبدادی است. پژوهش حاضر با رویکرد نشانه‌شناسی گفتمان و با تمرکز بر مربع اصلی عدالت/استبداد در الگوی گریماس، می‌کوشد نشان دهد که چگونه &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; در این خطبه به دالّ مرکزی نظم سیاسی تبدیل می‌شود و چگونه معنای عدالت در حرکت از تواصف به تناصف و از ادعای حق به اقامه حق شکل می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد عدالت در این خطبه نه یک فضیلت فردی، بلکه ساختاری دوسویه از حقوق متقابل، نقدپذیری قدرت و مشارکت انتقادی جامعه است. در برابر، استبداد فقط در اجحاف آشکار ظهور نمی‌کند، بلکه از مرحله‌های میانی استثقال حق، تعطیل نقد، رواج اطراء و غلبه هوى می‌گذرد تا به جور، تعطیل احکام و فروپاشی نظم اجتماعی برسد. همچنین پاسخ امام(ع) به تملق یکی از اصحاب نشان می‌دهد که عدالت در این خطبه، افزون بر ساحت حقوقی، یک کنش زبانی و روایی برای بازگرداندن فضای سیاسی از مدح به نصیحت و از انفعال به مسئولیت جمعی است. بنابراین، مربع گریماس در این پژوهش نه به‌مثابه الگویی ایستا، بلکه به‌عنوان ابزاری برای فهم پویایی گذار از عدالت به استبداد و بالعکس به کار گرفته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هنجارهای تمدن ساز بر پایه الگوی حکومتی امام علی(ع) در نهج البلاغه بر اساس نظریه پیوستگی مفهومی میان ارزش‌ها و هنجارهای تمدنی</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6691.html</link>
      <description>تمدن اسلامی، به مثابه یک نظام پویا و هدفمند، بر پایه ارزش‌های متعالی الهی، انسانی و عقلانی استوار است که در لایه‌های مختلف هنجارهای رفتاری و ساختاری تجلی می‌یابد. در این منظومه، الگوی حکومتی امام علی (ع) در نهج‌البلاغه به عنوان نماد برجسته‌ای از تبلور پیوستگی مفهومی میان ارزش‌ها و هنجارهای تمدن‌ساز قابل شناسایی است. این هنجارها، که عمیقاً ریشه در ارزش‌های بنیادین دینی و اخلاقی دارند، نقش محوری در تحقق جامعه‌ای عادلانه، معنوی و پیشرفته ایفا می‌کنند. تحلیل این هنجارها نشان می‌دهد که آنها نه تنها بسترهای لازم برای انسجام اجتماعی، امنیت پایدار، تربیت انسان در تراز اسلامی و ارتقاء کیفیت حکمرانی را فراهم می‌آورند، در این سپهر، تحقیق حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون در ذیل چارچوب نظری پیوستگی مفهومی میان ارزش‌ها و هنجارهای تمدنی، با هدف اصلی شناسایی و تبیین هنجارهای منطبق با ارزش‌های اسلامی در الگوی حکمرانی علوی صورت پذیرفته است. یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر، مبتنی بر تأکید امام علی (ع) بر دو ساحت حکمرانی و مدیریت شامل: رهبری حکیمانه و عقلانیت راهبردی، شفافیت و پاسخگویی، اخلاق‌مداری و وفای به عهد و و ساحت اجتماع و روابط انسانی شامل: عدالت فراگیر و کرامت انسانی، مردم‌سالاری دینی و حقوق متقابل و انسجام اجتماعی و وحدت، به وضوح ضرورت انطباق هنجارهای تمدنی با ارزش‌های متعالی اسلامی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از اقناع خواص تا بسیج توده‌ها؛ الگویی از جهاد تبیین در سیره ارتباطی و تبیینی امیرالمؤمنین(ع)</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6643.html</link>
      <description>چکیده
در فضای ملتهب دوران خلافت امام علی(ع) که با فتنه‌های گسترده، تحریف حقیقت و بحران مشروعیت همراه بود، رویکرد تبیینی آن حضرت نقشی محوری در هدایت جامعه ایفا می‌کرد. از میان شیوه‌های گوناگون تبیین، «اقناع» جایگاهی برجسته در منظومه ارتباطی امام داشت؛ رویکردی مبتنی بر استدلال، منطق، گفت‌وگو و روشن‌سازی حقیقت که با بهره‌گیری از ابزارهای معرفتی و بیانی، مخاطب را از درون متقاعد می‌ساخت. امام علی(ع) با درک ژرف از نقش‌آفرینی اقشار مختلف، این شیوه را هم در هدایت نخبگان اثرگذار بر افکار عمومی و هم در بسیج توده‌ها به کار گرفت. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، دو نمونه شاخص از اقناع خواص و اقناع توده‌ها در نهج‌البلاغه را بررسی کرده است. تحلیل این دو مصداق الگویی از جهاد تبیین در گفتمان علوی ارائه می‌دهد که می‌تواند در مواجهه با چالش‌های فکری و رسانه‌ای عصر حاضر نیز الهام‌بخش باشد. نتایج نشان می‌دهد که شیوه‌های اقناعی امام علی(ع) توانست مخاطب چه خاص و چه عام را از درون به پذیرش حقیقت و التزام به آن وادارد؛ به گونه‌ای که اقناع در سیره علوی نه ابزاری صرفاً خطابی، بلکه راهبردی عقلانی، تربیتی و اجتماعی در مدیریت فتنه‌ها و مهار بحران‌ها جلوه‌گر شد. الگویی که امروز نیز می‌تواند چراغی فرا راه اندیشه‌ورزان و مصلحان اجتماعی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش عواطف و احساسات مثبت بر زندگی انسان بر اساس آموزه‌های نهج‌البلاغه</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6660.html</link>
      <description>اهمیت مدیریت عواطف و نقش مهم آن در هدایت کنش‌های انسانی و تأثیر بسیار آن بر تعالی‌بخشیِ حیات فردی و اجتماعی، ضرورت ارائه پژوهش حاضر را موجب شده است. پرسش مطروحه در این پژوهش آن است که نقش هدایتگرانه یا آسیبزای احساسات و عواطف انسانی از منظر آموزه‌های امام علی(ع) در نهج‌البلاغه چیست؟ و چگونه می‌توان از نقش مثبت عواطف و احساسات، بیشتر بهره‌ بُرد؟ هدف اصلی پژوهش، شناخت و تحلیل نقش عواطف مثبت در شکلگیری رفتارهای انسانی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر آموزههای نهج‌البلاغه جهت بهبود سلامت روان و ارتقاء و تحسین روابط اجتماعی است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی سامان یافته و داده‌های مورد نیاز آن به شیوه کتابخانهای و اسنادی گردآوری شده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که عواطف و احساسات مثبت مانند محبت، امیدواری، شادی و ... نقش بسزایی در ارتقاء کیفیت زندگی، تقویت ایمان و ایجاد انسجام اجتماعی دارند. بر این اساس، نهجالبلاغه با در بر داشتن رهنمودهایی دقیق و متین در باره عواطف و احساسات، می‌تواند در پرورش و تقویت عواطف مثبت بسیار مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناختی واژگان میدان معنایی «الحزن» در نهج‌البلاغه</title>
      <link>https://nab.basu.ac.ir/article_6661.html</link>
      <description>گزینش واژگان در نهج‌البلاغه هدفمند بوده و بر اساس معیارهای بلاغت و فصاحت است. هر واژه در این کتاب شریف از نظر معنایی کارکردی خاص دارد که سایر واژه‌های به‌ظاهر هم‌معنا، آن معنا را به‌طور کامل به ذهن مخاطب و شنونده منتقل نمی‌کند. پژوهش حاضر درصدد بررسی میدان معنایی «الحزن» در نهج‌البلاغه است تا ظرافت‌های معنایی واژگان این حوزه را تبیین نماید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی واژگان مرتبط با «حزن» همچون «الأسف‌، الأسی، الکرب، الهمّ، الحسرة، التَرِح، اللهف، الجَزع، السَدم و...» را از نهج‌البلاغه استخراج کرده، بر اساس کاربرد آنها در نهج‌البلاغه، معنای آنها را نسبت به واژه مرکزی و اصلی-«الحزن» مورد بررسی قرار داده و با تحلیل بافت‌مدارانه واژگان، مؤلفه‌های معنایی خاص هر واژه و تفاوت‌های معنایی آنها را بیان کرده‌است. در این راستا از منابع لغوی و شروح مختلف نهج‌البلاغه بهره‌برداری شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد واژه مرکزی –«الحزن»- واژه‌ای بی‌نشان است، ولی بسیاری از واژگان این حوزه نسبت به واژه مرکزی، نشان‌دار تلقی می‌شوند. علاوه‌بر‌این بررسی واژگان این میدان معنایی بیانگر آن است که واژه‌گزینی در این میدان با توجه به معنای دقیق واژگان و بافت موقعیتی کلام صورت گرفته است. مؤلفه‌های معنایی که واژگان نشان‌دار به مفهوم «اندوه» افزوده‌اند عبارت‌اند از: شدت، فراوانی، تداوم، گستردگی، پوشانندگی، حسرت، پشیمانی، ناامیدی، فقدان، اضطرار، خشم، بغض، بی‌تابی، سکوت و... همچنین بررسی سیاق کلام نشان می‌دهد که هم‌نشینی واژگان این میدان‌معنایی با سایر اجزاء کلام، بار معنایی هرکدام از این واژگان را افزایش داده‌است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
